ویزای برگشت به کانادا
دیروز ویزای برگشت به کانادا به دستم رسید. اما چیزی که برایم جالب بود این بود که احساس خاصی نداشتم چون فکر می کردم کار خاصی که انجام نشده است. در حالیکه وقتی ایران بودم با کلی درد سر و استرس ویزا را گرفته بودم. اما یکی دو نکته را می خواهم بنویسم که شاید مهم باشند. یکی اینکه من مدارکم را با پست سفارشی که می توان آن را ردیابی کرد فرستادم، با این حال فراموش کرده بودم و یا درواقع اصلا خبر نداشتم می توانستم هزینه پست بازگرداندن پاسپورت و سایر مدارک توسط کنسول کانادا در بافالو را هم پرداخت کنم و پاکت آن را داخل پاکت اصلی بگذارم تا با این کار خیال راحت شود که مدارکم با پست قابل اطمینان بدستم خواهند رسید؛ بنابراین دائم نگران بودم که نکند پاسپورتم گم شود. مدارکم با پست معمولی فرستاده شد و خوشبختانه زود هم بدستم رسید یعنی کمتر از یک هفته ولی نمی دانم چرا روی پاکت شماره آپارتمان را اشتباه نوشته بودند و بهمین خاطر پاکت را بجای اینکه داخل صندوق مخصوص آپارتمانمان بیندازند روی آن گذاشته بودند که خوب خوش شانس بودم که کسی آن را برنداشته بود. کلا حدود یکماه ار تاریخی که مدارکم را فرستاده بودم تا بدستم برسد طول کشید و خوشبختانه چون از کانادا اقدام کرده بودم معاینات پزشکی دیگر نداشت. اگر کسی از دوستان می خواهد به ایران برود قویا توصیه می کنم تا ویزا را همینجا ابتدا بگیرد نه اینکه برود و از ایران اقدام کند تا دوباره داستان مصائب گرفتن ویزا از سفارت کانادا در ایران شروع شود.
یکی از مزایای اصلی تحصیل در کانادا نسبت به آمریکا همین
است که شما می توانید با خیال راحت به ایران برگردید و مدتی را در کنار خانواده و
دوستانتان باشید اما اگر از آمریکا در طول دوران تحصیل خارج شوید ممکن است که دیگر
نتوانید ویزای آن را بگیرید و از تحصیل خود بمانید. من خودم یک مورد را می شناسم
که این اتفاق برایش افتاده است. بهمین خاطر شنیده ام که معمولا ایرانیهایی که در
آمریکا دانشجو هستند مجبورند تمام طول تحصیل خود را در آمریکا بمانند؛ اگرچه کم کم
سختیهای دوری از غربت آسان می شوند اما قطعا ناراحتیهایی بوجود می آید که باید با
آنها کنار آمد.
دیروز پس از جلسه هفتگی که با اساتیدمان داشتیم به لورنزو
خبر دادند که پدرش از دنیا رفته است؛ لورنزو بنده خدا بلافاصله رفت و از UCC بلیط گرفت و به ایتالیا پرواز کرد.
من به نوبه خودم خیلی برای لورنزو که نگران بیماری پدرش بود و چند باری برای
عیادتش به ایتالیا رفته بود متاثر شدم؛ امیدوارم خداوند پدرش را رحمت کند و لورنزو
هم زودتر حالش بهتر شود. اما لورنزو راحت بلیط را گرفت و رفت و اصلا غم و غصه ویزا
نداشت چون ویزای multiple
داره؛ خدای نکرده اگر اتفاقی ناگهانی برای ما که ویزای single داریم بیفته که مجبور شیم بریم
ایران، اونوقت چکار کنیم؟
UWO campus from a hot air balloon