امتحان جامع

با سلام. اين روزها من واقعا سرم شلوغ شده و راستش را بخواهيد ماندم که کدام کار را اول انجام بدهم. از همه مهمتر امتحان جامع است که دارم خودم را براي آن در 23 فوريه آماده مي کنم و ديگري هم تحويل گزارش يکي از پروژه هاست که بايد هفته آينده آن را تحويل دهم. خلاصه که خدا خودش بخير بگذرونه.

از اينرو بابت اينکه مدتي است وبلاگ را آپديت نمي کنم از خوانندگان عزيزم واقعا معذرت ميخواهم. التماس دعا!

السلام عليک يا ابا عبدالله الحسين (ع)

السلام عليک يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک عليک مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النهار و لا جعله الله الاخر العهد مني لزيارتکم. السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين
با سلام. امروز سه شنبه 30 ژانويه روز عاشوراي حسيني است. براي کسي مثل من که از بچگي عاشق اما حسين (ع) بوده است سخت است که در اين ايام نتوانم در مراسم سوگواري آن حضرت شرکت نمايم. البته يک مسجد شيعه در جنوب لندن وجود دارد و در آنجا مراسم عزاداري برگزار مي شود و دوستم بشار نيز که اهل عراق است يکي دو بار به من پيشنهاد داد که با او به مسجد بروم ولي متاسفانه چون مسير و موقعيت مسجد جاي مناسبي نسبت به خانه نمي باشد وگرفتار درس و مشق هم بودم نتوانستم با بشار به مسجد بروم. البته نوحه خواني انگليسي قاطي شده با عربي هم لطف خودش را دارد. خوشبختانه از طريق اينترنت اين امکان وجود دارد که نوحه ها را دانلود کرد و گوش داد. ولي واقعا بودن در کانادا در چنين لحظاتي که خاص مراسمهاي ناب مذهبي است احساس کمبود خاصي به من مي دهد. يکجورايي تناقض و يا عدم همخواني بين حال و هواي عاشورا و شرايط کانادا که وجود دارد، بخصوص بخاطر اينکه اين اولين تجربه من است که در چنين شرايطي قرار مي گيرم، برايم عجيب است. بعنوان مثال، ديشب در خانه که بوديم، یکی از بچه ها گفت که امشب شب عاشورا است و تلويزيون نگاه نکنيم ولي چون به هر حال بوي عاشورا در اينجا حس نمي شود او خودش چند لحظه بعد تلويزيون را روشن کرد و نشست به تماشا کردن کانالهاي شو و خوانندگان وغيره؛ انگار نه انگار که ... . مورد ديگر همين که ديگر خبري از نذري و بويژه حليم نيست. دو تا از همسايگان ما هر سال شب تاسوعا ديگ حليم را سوار مي کردند و ما جوانهاي محل نيز شب تا صبح را بيدار مي مانديم و حليم هم مي زديم. واقعا که يادش بخير. من 10-12 سالي بود که هميشه سر آن ديگها حاضر مي شدم. يکي از مهمترين ويژگيهاي آن شبهاي تاسوعا اين بود که خيلي از دوستانمان را بعد از يکسال مي ديدم و فرصتي پيدا مي کرديم تا با هم بويژه در مورد گذشته صحبت کنيم.
من امروزسعي کردم کمي در مورد اين روز براي رن و لورنزو توضيح دهم. اين را هم بگويم که خيلي برايم تاسف بار بود که ديدم امروز بسياري از شيعيان عراقي در اثر بمبگذاري جان خود را از دست دادند.
خوشا به سعادت آنهايي که با معرفت و شناخت کافي به عزاي امام حسين (ع) مي نشينند. چندين سال است که وقتي ماه محرم آغاز مي شود بعضي چيزها يه شدت من را آزار مي دهند. من ادعايي ندارم که حالا خودم آدم کاملي هستم ولي فکر مي کنم بعضي ها دارند با اعمالشان آبروي اما حسين (ع) را مي برند و چنان هم دارند مي تازند که شايد در آينده به هيچ وجه نشود جلوي آنها را گرفت. فرهنگ نهضت امام حسين (ع) يک فرهنگ آزادي خواهي و امر به معروف و نهي از منکر است. به نظر من امام در آن شرايط سخت انحطاطي که در جامعه اسلامي بوجود آمده بود جان خود و يارانش را فدا نمود تا جامعه از آن حالت برگردد. اما متاسفانه امروز آنهايي که ادعاي سينه چاکي امام حسين (ع) را مي کنند بنظر مي رسد که اصلا هيچ توجهي به اين هدف امام ندارند و در واقع با کارهايشان دارند جاي خوب و بد را عوض مي کنند. بهتر است از چند تا از اين خوانندگاني که خيلي ادعاي خوش صدايي دارند شروع کنم همينها که گاها مرثيه سرايي را با مطربي و موزيک راک اشتباه گرفته اند و از همه بدتر هم اينکه تلويزيون به شدت آنها را تبليغ مي کند؛ حاج فلان، حاج بهمان و حاج ... . من نمي دانم آيا حاجي بودن يک فضيلت است يا يک مدرک براي تبليغ و گول زدن مردم و یا چیزی برای خودستایی!؟ آیا غیر از این است که حج یک فریضه دینی است که فرد انجام داده و تازه اگر خیلی آدم درستکاری بوده باشد و واقعا پاک پاک به مکه رفته باشد می توان به او حاجی گفت؟ من از اينجا که به چندتا از اين نوحه ها گوش دادم، واقعا در خودم شرمنده شدم که چنين افرادي دارند با شخصيت امام حسين (ع)، يارانش و فرهنگ حسيني بازي مي کنند. متنهايي که يا اصلا نه معني دارند و يا نه ارتباطي دارند و از همه تاسف بار تر هم اينکه مردم بيخودي جو آنها را مي گيرد و ناگهان ميزنند زير گريه. گاهي با خودم فکر مي کنم که اگر مثلا همين لورنزو فارسي بلد بود و من بعد از اينکه کامل او را با امام حسين (ع) آشنا مي کردم و بعد از او مي خواستم اين نوحه ها را گوش دهد چه مي گفت و چه نوع مقايسه اي را بين اين نوحه ها و اطلاعات خوش انجام مي داد. از همه شرم آورتر اين که اين افراد ابله که خود را نوحه خوان امام حسين (ع) مي دانند دارند در واقع فرهنگ عربده کشي و لات منشي را بين مردم ترويج مي کنند. طرف چنان گلوي خود را پاره مي کند و ناگهان کلمه اي را بر زبان مي آورد که از نظر من هيچ تناسبي با فرهنگ آن امام مظلوم ندارد. من فکر کنم بعضي ها مي خواهند به ديگران ثابت کنند که بلندا و تن صداي آنها چنان اندازه است و يا اينکه مي خواهند هنر خود در عربده کشي و ايجاد صداهاي موزيکال از گلو را نشان دهند و خيلي هم از اينکه گلويشان مي گيرد و صحبت کردن برايشان سخت مي شود لذت مي برند. گاها پولهای کلانی که چنین افرادی می گیرند تا هنر خود را نشان دهند جای بسی تعجب است که البته بنظر من این چنین پولها حلال نیستند و خوردن ندارند. ديگر از اين هم بدتر نمي شود که فيلم فلان نوحه خوان منتشر مي گردد در حاليکه در کنار يک دختر خانم بساط منقل و بافور را فراهم کرده است. خداوند تمام اين افراد را اگر مي دانند که چه مي کنند به اين روز عزيز لعنت کند! دز زيارت عاشور آمده است که: اني سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم.
موضوع ديگري که در اين ايام هميشه من را حرص مي داد وضعيتي است که در محله مان و بسياري ديگر از محله هاي تهران بوجود آمده است و آن چيزي نيست جز تکيه ها و مردمي که آن را اداره مي کنند و رسم و رسوباتي که بوجود آمده است. نمي خواهم وارد جزئيات شوم ولي فرهنگ لوتي منشي، دعوا، فحش و دشنام آن همه از نوع نابش! عرق خوري و ترياک کشي، ادعاي منم منم و چشم و هم چشمي و حسد در اين دوران به اوج خودش ميرسد. طرف براي پز دادن جلوي دوست دخترش چنان خودنمايي هايي را نشان مي دهد که انگار قوي ترين و خوش تيپ ترين فرد روزگار است. خلاصه که آخر عقده بازي! کسانيکه اگر از آنها ابتدايي ترين سئوالهاي مذهبي را بپرسي جوابي براي گفتند ندارند، شده اند همه کاره اين تکيه ها؛ کسانيکه با دوز و کلک و سر مردم کلاه گذاشتن يک شبه به جايي رسيده اند و حالا با به رخ کشيدن پولشان هر کاري را مي کنند در حاليکه شايد سواد سيکل هم ندارند. يکي از بدترين چيزهايي که اين اواخر مد شده است قرباني کردن گاو به جاي گوسفند است تا مردم بدانند که آنها استطاعت مالي خوبي دارند. من که فکر مي کنم تا اين دسته از مردم ساده لوح ما درست نشوند هميني که هست و خواهد بود و هيچ انتظاري نبايد داشت!