سلام. فرا رسیدن ایام شهادت اما حسین (ع) را به دوستداران و عاشقان امام حسین تسلیت عرض می کنم. چند ماه پیش یکی از خوانندگان وبلاگم که گویا تمامی مطالب وبلاگ را خوانده بودند سئوالاتی را از من پرسیدند که مدتی ذهن من را در فکر فرو برده بود چرا که سئوالات مهمی هستند و خود من بارها و بارها به چنین مسائلی فکر کرده ام. عمده سئوالاتی که این خواننده محترم از من پرسیده بودند مربوط بود به نظرات من در مورد نحوه سوگواری ایام شهادت امام حسین (ع)، نحوه زیارت حرم امام رضا (ع) و نیز شیهای احیا و اینکه بالاخره چه شبی شب احیا است مخصوصا که در این سالها روز اول ماه رمضان با شک و شبهه اعلام می شود.

در اینجا بخشی از جوابی را که برای این خواننده محترم نوشته بودم می آورم به این امید که دوستان خواننده وبلاگم بنده را از نظرات خوب خودشان محروم نکنند.

 

"...

شما بطور مشخص به سه موضوع عزاداري امام حسين (ع) و نوحه خواني، زيارت حزم امام رضا (ع) و شبهاي احيا در ماه مبارک رمضان اشاره کرده ايد و من هم سعي مي کنم از اين به بعد موردي بنويسم تا مطالبم بيش از اين خسته کننده نباشد. البته من کارشناس مسائل ديني نيستم چه بسا که خود کارشناسان مسائل ديني خودشان خيلي با يکديگر مشکل دارند و در بعضي موارد هرکسي يک چيزي را مي گويد. من تنها سعي مي کنم بعنوان يک آدم خيلي معمولي خيلي خلاصه تنها بخشي از آنچه را که در اين مدت به ذهنم آمده بوده است را برايتان بنويسم.

موضوع عزاداري امام حسين (ع) تقريبا از همان دوران کودکي در ذهن خيلي از ماها جاي خودش را پيدا کرده است و چه بسا که خاطرات خوب و شيريني از اين دوران برايمان مانده است و بنابراين نوحه خواني امام حسين چيزي غير از نوحه ها و عزاداريهاي ديگر است. البته انسان نياز دازد تا هم بخندد و هم گريه کند. گاهي اوقات گريه خود دواي خيلي چيزهاست مخصوصا که ما شرقيها احساساتي هستيم. اما مسلما امام حسين هيچ نيازي به گريه ما ندارد؛ بلکه ما بايد در اين ايام به خودمان ياد آوريم که مانند امام حسين باشيم (که البته عملا چنين چيزي وجود ندارد). آنچه که من اعتقاد دارم اينست که بايد در هر کاري تعديل وجود داشته باشد؛ ولي آخر با اين اعتقاد من مگر چيزي درست مي شود؟ اگر قرار بود چيزي درست شود که بايد تا الان مي شد.  من با اين گفته شما کاملا موافقم که ما بايد به حال خودمان گريه کنيم نه به حال بنده هاي خوب خدا. البته احتمالا شما خودتان هم مي دانيد که خيلي از اين مراسمها و تشريفاتي که الان در ايام محرم وجود دارد توسط انگليسيها بوجود آمده است. دعا و زيارت خواندن هم اتفاقا خيلي خوب است و به آن سفارش و تاکيد شده است. هيچ شکي ندارم که افراط و تفريط تا بخواهيد در ايام محرم وجود دارد. بعنوان مثال، يادم مي آيد که چند وقت پيش آقاي طالقاني که زماني رئيس فدراسيون کشتي بود برنامه ويژه اي در تلويزيون بمناسبت ايام محرم داشت. او چنان با حرارت و اشتياق از خرجهايي که در تکيه هاي محلات مي شد صحبت مي کرد که بيننده تلويزيون احساس گرسنگي پيدا مي کرد. در يکي از قسمتهاي آن برنامه آقاي طالقاني صحنه هايي را نشان مي داد که چندتا از حاجي هاي پولدار بازار در حال پختن غذا براي مراسم امام حسين بودند. من همان موقع با خودم فکر کردم که اگر يک يتيمي که نان شب ندارد بخورد اين صحنه را ببيند و احساس گرسنگي کند و ناراحت شود، آنگاه چه قضاوتي مي توان کرد! حتما شما خودتان خوب مي دانيد که در ايام محرم چه ولخرجيهايي که نمي شود. آيا بهتر نيست اين پول ها را در جاي ديگري خرج کرد؟ آيا مگر نه اينکه امام حسين براي امر به معروف و نهي از منکر شهيد شد؟ من از زماني که متوجه وقايع بيشتري از ماجراي عاشورا و هدف امام حسين شدم بگونه ديگري به اين موضوع فکر ميکنم. متاسفانه در تمام طول سال به جز محرم هيچ بويي و نشاني در کشورمان از هدف اصلي امام حسين ديده نمي شود وگرنه چرا ما بايد يک چنين جامعه اي داشته باشيم. خيلي ها فقط در همان ايام محرم آنهم در ظاهر يادي از امام حسين مي کنند ولي خدا خودش مي داند که آنها در باطن چه نوع افرادي هستند و در طول سال چه کارهايي ميکنند که به فکر يزيد هم نمي توانست برسد. شايد از اشک ريختن براي امام حسين احساس سبکي بکنم و لذت ببرم ولي از ديدن صحنه هاي مبتذلي که در ايام محرم چه در محله ها و چه در تلويزيون مي بينم نه تنها اشکم در نمي آيد بلکه احساس سرخوردگي پيدا مي کنم و افسوس مي خورم که اما حسين هنوزم  خيلي مظلوم است و خيلي ها مي خواهند از نردبان او بالا بروند. يک روز يک نفر به من گفت که به سلامتي حضرت عباس عرق مي خورد و به زير علم ميرود!!! نوحه هايي مثل نوحه هاي آقاي هلالي آيا غير از مسخره بازي و توهين به امام حسين است؟ من تنها به يک موضوع ديگر اشاره مي کنم و بقيه گفته هايم را مي گذارم براي بعد: مدير عامل شرکتی که من در آنجا کار می کردم فردي بسيار بسيار مذهبي بود و بهمين خاطر براي هر مناسبتي که وجود داشت برنامه ويژه اي در نمازخانه شرکت برپا مي شد. يکي از مسخره ترين چيزهايي که من هميشه از آن انتقاد مي کنم اينست که بعضي ها فکر مي کنند اگر لباس خود را در بياورند و براي سينه زدن لخت  شوند و گلوي خود را پاره کنند ديگر امام حسين در همه چيز ضامن آنها خواهد بود و بنابراين خيالشان راحت باشد که هرکاري را مي توانند بکنند. ايام محرم سال 84 يادم مي آيد که آقاي مدیر عامل بچه هاي تکيه محله اش را به شرکت مي آورد و خلاصه عزاداري مفصلي را حدود دو ساعت هر روز در نمازخانه شرکت به راه مي انداخت. من هم در آن زمان تازه چند روزي بود که به شرکت رفته بودم و از آنجايي که از تکيه محله مان خوشم نمي آمد ولي دوست داشتم يک جورايي تو حال و هواي امام حسين باشم در آن مجالس شرکت مي کردم. اما چيزي که برايم اصلا قابل باور نبود اين بود که آقاي مدیرعامل از همه زودتر لخت مي شد و بقيه هم پشت سرش لخت مي شدند. بماند که بوي عرق بدنشان آدم را خفه مي کرد، برايم فابل فهم نبود که اين آقاي مدیرعامل که مدير يک شرکت بزرگ نفتي مي باشد با چه منطقي لخت مي شود تا عزاداري کند.

موضوع زیارت قبور ائمه (ع) يکي از موضوعاتي است که سني ها به ما شيعه ها ايراد مي گيرند و گمان مي کنند که ما در حد خدا به آنها اعتقاد داريم و بنابراين مشرک هستيم. اگرچه من اصلا اعتقاد دارم دوستان مسلمان سنی نمی خواهند بعضی از واقعیات را باور کنند و دچار باور غلطی از واقعیات هستند (هرچند انصافا در خیلی مسائل از ما شیعه ها جلوتر هستند) ولي شک ندارم که ما خودمان در اين زمينه دچار يکسري مشکلات مزمن مشابه آنچه که شما برشمرديد هستيم. مي شود به نوعي اين مساله را توجيه کرد که سعي و تلاش براي رسيدن به ضريح امام ناشي از همان حس دوست داشتن انسانهاست که وقتي فردي کسي را دوست دارد مي خواهد هميشه در کنار او باشد. در اينجا تنها مي خواهم حس شخصي خودم را نسبت به پدر خودم بيان کنم؛ نمي دانم که آيا ديگران هم همينطور هستند يا نه. هر وقت سر مزار پدرم مي رفتم هيچ چيزي من را قانع نمي کرد چون انگار يک حسي داشتم که مي خواستم وارد قبر شوم و پدرم را در آغوش بگيرم. ولي چون انجام چنين کاري غير ممکن بود سعي مي کردم با خودم کنار بيايم و براي پدرم دعا و قرآن بخوانم. مي دانستم که حتي اگر پدرم را در آغوش بگيرم هيچ فايده اي نخواهد داشت چون جسمش ديگر جاني ندارد ولي روح او که زنده است می تواند هرجایی باشد. هدف از این گفته ام اصلا تصديق رفتار مردم داخل حرم نيست بلکه مي خواهم بگويم اين مي تواند ناشي از علاقه و فطرت مردم باشد. طبعا بودن در کنار فرزند پيامبر خدا و يکي از بهترين بنده هاي خدا نيز شوق و شعف خاصي را به انسان ميدهد. با اين وجود آن همه بي نظمي ها و کارهاي دوني که مردم براي رسيدن به ضريح از خودشان نشان مي دهند ناشي از عدم تفکر و درک درست ما در آن لحظه است. آيا نمي شود براحتي يک صف درست کنند و هرکسي به نوبت به سمت ضريح برود و برگردد؟ آيا امام رضا دوست دارد که یک نفر براي رسيدن به ضريح او ديگران را له کند و باعث شکستن دست و پاي ديگران شود؟ امام رضا و ديگر ائمه بندگان پاک خدا هستند که مي توانند شفيع ما پيش خدا باشند ولي به هيچ عنوان در حد خدا نيستند و نمي توانند به خودي خود آرزوهاي ما را برآورده کنند و يا گناهان ما را پاک نمايند. همين که کسي براي زيارت امام  مسير زيادي را طي مي کند تا به مشهد برسد کافي است و هر نقطه اي از حرم مانند نقاط ديگر مي باشد و ما نبايد خدا را مثل خودمان در نظر بگيريم که اگر مثلا فلان جا باشيم خدا بيشتر خوشش مي آيد و ثوابش بيشتر است. اين جمله کلي را مي خواهم بگويم که کلا ما مسلمانها از اين نوع مشکلات فکري و خرافه اي زياد داريم که خوب براحتي هم نمي شود با آنها مبارزه کرد. جمله اي که در مورد غريب بودن امام رضا نوشتيد برايم جالب و قابل درک بود. اين هم يکي ديگر از همان مشکلات ما مسلمانهاي شيعه است که بدون داشتن اطلاعات کافي براي امامانمان اسم و صفت درست کرده ايم. غريب بودن اما رضا به ابن خاطر نيست که قبرش در مشهد است که اگر اين بود من فکر کنم اتفاقا امام رضا تنها امامي است که غريب نيست. غريب بودن امام رضا مربوط به دوران حياط ايشان است که بنا بدلايلي مجبور شدند تا از مدينه به طوس بروند و در آنجا با مشکلات خاصي روبرو شوند. بنظر من اگر کسي فکر ميکند که اما رضا غريب است چون قبرش در مشهد است، يا نمي فهمد که چه مي گويد يا اينکه بلد نيست تا کمي عقلش را بکارگيرد. اگر قرار بر اين باشد، پس امام حسين که مظلومانه شهيد شد هنوز هم مظلوم است و احتمالا مي خواهند در آن دنيا نيز حقش را بخورند!!!

در مورد شبهاي احيا و حقايق آن سئوالات بسياري براي خود من وجود دارد که هنوز نتوانسته ام جواب قانع کننده اي را براي آنها پيدا کنم. وقتي سئوالات شما را ديدم احساس کردم که ذهن من را خوانده ايد.  مشکلي که جديدا بر بقيه مشکلات افزوده شده است عدم يکسان بودن شروع وپايان ماه رمضان نسبت به کشورهاي ديگر مي باشد. من تا الان نمي دانستم ولي يک نفر به من گفت که هلال ماه شيعه با هلال ماه سني ها فرق دارد. حتي ماه رمضان سال گذشته مي گفتند که اوقات شرعي شيعه با اوقات شرعي سني تفاوت دارد. جل الخالق! حتي در داخل ايران بين خود آقايون اختلاف وجود دارد. من در اين مورد ترجيح مي دهم که زياد ننويسم تا بلکه بعدا بيشتر درباره اش صحبت کنيم.

..."