عيد سعيد فطر مبارک باد
سلام- فرا رسيدن عيد سعيد فطر را به همه دوستان مسلمان عزيزم تبريک عرض مي کنم. اميدوارم که طاعات و عباداتتان در ماه مبارک رمضان مورد قبول درگاه حق تعالي قرار گرفته باشد. البته در کانادا که همانند سال گذشته دچار تعدد روزهاي عيد فطر شديم. سني ها روز جمعه را عيد گرفتند، خيلي از شيعيان امروز را عيد گرفتند و عده اي ديگر از شيعيان که گويا عمدتا مقلد آقاي سيستاني هستند روز يکشنبه را عيد خواهند گرفت. در اين يکي دو روز گذشته ايميلهاي مختلفي را دريافت مي کردم مبني بر اينکه چگونه مي توان روز اول ماه شوال را تشخيص داد که بعضي از آنها حاوي مطالب علمي جالبي بودند و بعضي نيز فتواي مراجع و دليل علمي آنها را بيان مي کردند. همانطور که قبلا گفته ام اينگونه مسائل بحث بر انگيز در جايي مثل ايران و در بين مردم عادی به چشم نمي آيد و يا اصلا کسي توجه خاصي به آن نمي کند. با اين همه بايد اعتراف کنم که دلم براي نماز عيد فطر در ايران تنگ شده است. البته اينجا هم برگزار مي شود ولي همين موضوع سه روز مختلف عيد فطر لذت عيد و نماز را از آدم مي گيرد. من که خودم امروز نماز را فرادي خواندم. عبدل که يکي ازدوستان جديد فلسطيني است گفت که روز جمعه در لندن نماز عيد با حضور مردم خيلي زيادي در محوطه بزرگ Western Fair برگزار شد. طبق گفته عبدل قرار بوده است که امروز نماز عيد فطر در تورنتو در استاديوم راجرز که خيلي معروف است و پشت برج سي ان تاور قرار دارد برگزار شود. فردا يکشنبه نيز در لندن نماز عيد فطر در مسجد شيعيان برگزار خواهد شد.
من مي خواستم تا از بچه هاي ايراني دعوت کنم امروز براي جشن عيد فطر در گيبنس پارک دور هم جمع شويم. اما متاسفانه هوا تا 5 درجه رسيده است و باد سردي هم مي آيد. بهمين خاطر احساس کردم که حتما با اين شرايط آب و هوايي اذيت خواهيم شد و بنابراين اين موضوع لغو شد.
نمي دانم چرا هروقت ايام خاصي چه مذهبي و چه ملي ايراني وجود دارد براي من سختي هايي در دانشگاه بوجود مي آيد که باعث مي شود احساس نگرانی پيدا کنم. در هفته اي که گذشت استادم به من گفت که بايد تا آخر هفته کارهاي عملي را تمام کنم و راکتور را تحويل پروژه ديگري بدهم و سپس شروع کنم به نوشتن مقاله. اما واقعيت اينست که من حداقل يک هفته ديگر بايد کارهاي عملي ام را ادامه دهم تازه اگر اتفاق خاصي نيفتد و نتايج خوب باشد. از طرف ديگر جوآنا بهم ايميل زده که بايد گزارش پيشرفت سالانه را هرچه زودتر تحويل دانشکده دهم و تا آخر ترم هم خودم را براي دفاع از پروپوزال دکتری آماده کنم. همه اينها در حاليست که من اول دسامبر يک امتحان ديگر هم دارم و همچنين اگر خدا بخواهد مي خواهم برای تعطيلات آخر سال ميلادی به ايران بيايم. بنابراين بايد تمام اين کارها ظرف يک ماه و نيم ديگر حتما تمام شوند. اميدوارم که هم چيز به خير و خوشي بگذرد. چيزي که اينجا خيلي مهم است مديريت زمان و داشتن برنامه است و اگر براي هر کاري دير شده باشد کسي دلش به حالت نمي سوزد.
از آمدنم به ايران در ماه دسامبر گفتم. هفته پيش مدارک لازم را براي دريافت ويزاي ورود مجدد به کانادا به کنسول کانادا در بافالوي آمريکا با پست فرستادم. به ياد گرفتن ويزا در ايران افتاده بودم که چه روزگاري بر من گذشت تا ويزا را بگيرم. بهمين خاطر کمي مضطرب شدم که نکند ويزا را بهم ندهند چون نمي توانم به ايران بروم؛ ولي با خودم گفتم که اين ديگر چه فکري است چون من که در کانادا هستم حالا فوقش نمي روم به ايران. البته چون بليط هواپيما را رزرو کرده ام مجبور هستم تا آخر اين ماه بليط را بخرم وگرنه از دستم مي رود. انشاءالله که همه چيز به خوبي پيش برود. اما يکبار بايد درباره پست در کانادا بنويسم که برخلاف ايران پست در اينجا اهميت فوق العاده اي دارد و بسياري از کارها براحتي با پست انجام مي شود و شما نيازي نداريد تا خودتان به محل مربوطه براي انجام کارتان برويد.
پيتر دوست کانادايي من قرار است تا در دوشنبه از تز دکترايش دفاع کند تا به قول خودش بشود دکتر هاوس. از اينرو پنجشنبه گذشته از همه بچه هاي گروه خواسته بود تا در جلسه تمرين ارائه و دفاع از پروژه اش با حضور اساتيدمان شرکت کنيم و تا آنجا که مي توانيم از او سئوال کنيم و پيشنهادات خودمان را براي بهتر شدن کارش به او بدهيم. اين جلسه مثل يک تلنگر جدي براي من بود که بايد طوري کار کنم تا وقتي که چنين روزي براي خودم فرا رسيد خيالم از هر جهت راحت باشد. خودمانيم دکترا گرفتن راحت نيست. به قول آقا احد گاهي چنان آدم دچار اضطراب مي شود که از ادامه کار بدش مي آيد. همين پيتر خودمان مي گفت که از روي استرس مدتي در بيمارستان بستري شده بوده است. من که تا اينجا آمده ام؛ همه اش اول از لطف خدا بوده است. مابقي کار را هم به اميد خدا ادامه خواهم داد.
نکته آخري را که مي خواهم به آن اشاره کنم يک عذرخواهي دوباره است. هفته پيش تصميم گرفتم تا به همه ايميلهاي دوستان و حتي همکاران عزيزم در ايران جواب بدهم اما متاسفانه همان لحظه کاري برايم پيش آمد و هنوز که هنوزه نتوانسته ام به آن ايميلها جواب بدهم. اميدوارم من را درک کنيد که جواب ندادن من از روي وقت نداشتن است وگرنه من خيلي هم خوشحال مي شوم که بتوانم کمکي کرده باشم يا اطلاعات خاصي را از اينجا بدهم. من خودم زمانيکه در ايران بودم انتظار داشتم کسانيکه در خارج از ايران هستند به همه سئوالات من جواب بدهند ولي الان مي فهمم که اين کار چندان هم ساده نيست.
UWO campus from a hot air balloon