سلام- از دوستان و خوانندگان عزيز وبلاگم بسيار ممنونم که با نظرات خودشان من را تشويق مي کنند تا مطالب بيشتري را در وبلاگ بنويسم. با اين وجود از اينکه مدتی علیرغم میل باطنی ام اين امکان برايم وجود نداشت تا مطالب جديدتري را بنويسم عذر مي خواهم. اتفاقا مطالب بسياري بوده اند که مي خواستم درباره آنها بنويسم ولي متاسفانه نتوانستم سر فرصت اين کار را انجام دهم. انشاالله طي همين روزها مطالب و عکسهاي جالبي را از فستيوالهاي خورشيد و بالون که در لندن برگزار شدند، پاتلاک و نيز مطلبی درباره یکی از دروس تخصصی که با يکي از اساتيد آلماني داشتيم در وبلاگ قرار خواهم داد.

از همه مهمتر بايد مطالبي را مخصوص دوستاني که در حال آماده شده براي سفر به کانادا هستند بنويسم به اين اميد که راهنماي مفيدي برايشان باشد تا چگونه خود را آماده سفر نمايند. اما از دوستان عزیزی که مقصد آنها دانشگاه وسترن انتاریو می باشد می خواهم که از طریق ایمیل بنده را در جریان قرار دهند تا ما بتوانیم برنامه استقبال مناسبی را برایشان در اینجا برنامه ریزی و اجرا کنیم.

امروز زوجي را ديدم که بتازگی از ايران به دانشگاه ما آمده اند. پس از عرض خوشامدگويي و خير مقدم داشتم برايشان از برنامه هايي که قرار است براي بچه هاي جديد انجام دهيم مي گفتم که آنها گفتند از طريق يک وبلاگ به نام خاطرات تحصيل در لندن! چيزهايي را مي دانند و در ضمن بصورت انتقادی گفتند که آن وبلاگ خیلی دیر به دیر به روز می شود!؛ برايم خيلي جالب بود که آنها داشتند درباره وبلاگ من صحبت مي کردند. البته براي خود آنها هم جالب بود که فهميدند نويسنده آن وبلاگ در جلويشان ايستاده است. در جواب انتقاد آنها محمد را به آنها نشان دادم و به شوخی گفتم که اگرچه به ظاهر عیالوار نیستم ولی سیر کردن شکم پنج تا جوان بخور مثل محمد مگر وقتی برای آدم می گذارد!

اما مطلب آخر اينکه امروز من در جايي شعري از حافظ را نوشته بودم ولي بعدا متوجه شدم که از ايران آن صفحه باز نمي شود (صفحه فيلتر شده بود). خيلي برايم تعجب آميز بود که شعر حافظ نيز فيلتر مي شود.

                               جمالت آفتاب هر نظر باد    ز خوبي روي خوبت خوبتر باد