سلام. پيش از هرچيز قلبا خدا را شکر مي کنم که استقبال خوبي از نوشته هاي اخيرم شده است و از اينکه تا حدودي توانسته ام به عزيزان هموطنم کمک کنم احساس مسرت و رضايت مي کنم. دوستان عزيزي با من تماس گرفته اند و سئوالات بيشتري را پرسيده اند و من در حد توانم به آنها جواب داده ام ولي متاسفانه مخصوصا اين روزها اين امکان برايم نيست که پاسخگوي همه باشم که شخصا از اين بابت شرمنده هستم.
تا آنجا که از طريق دوستانم ذز ايران متوجه شده ام بسياري از بچه ها موفق شده اند تا براحتي فرمهاي پزشکي ويزا را دريافت کنند هرچند تک و توک مواردي بوده است که مثلا به يک زوج ويزا داده شده ولي به همسر او ويزا داده نشده است. اما يکي از بچه ها که فرم پزشکي اش را دريافت کرده بود چيزي را بهم گفت که خواستم به آن اشاره کنم. او بهم گفت درصورتيکه وارد کانادا شود ديگر به ايران هرگز برنخواهد گشت؛ به نظرم اين جمله کمي احساساتي است و بهتر است بيشتر به آن فکر کرد. اعتقاد شخصي من اينست که با تمام مشکلات و نواقصي که در داخل کشور وجود دارد و همه ما از آنها باخبر هستيم، ولي نبايد از وطن خود قهر کنيم و اينگونه آن را ترک کنيم. مطلب ديگر آنکه همه چي به آينده بستگي خواهد داشت و چه بسا که در آينده زندگي در ايران براي چنين فردي از هر نظر بهتر باشد. مطلب ديگر اينکه اگرچه در کانادا و ديگر کشورهاي پيشرفته تسهيلات خيلي زيادي وجود دارد و خيلي از مسائل در آنها حل شده است، ولي نبايد در ذهن خود مدينه فاضله درست کنيم تا مبادا پس از ورود به آن کشور مايوس و نااميد شويم؛ قطعا در هر کشوري مسائل و مشکلات خاص آن وجود دارد.
موضوع ديگري که خودم وقتي در ايران بودم خيلي برايم اذيت کننده و تاسف بار بود نوع ديد ما به بعضي از مسائل مي باشد از جمله در مورد دانشگاهها و خيلي چيزهاي ديگر. البته شايد ما مقصر نباشيم چون تحت شرايط موجود در ايران چنين ديدگاههايي را داريم ولي به هر حال شايد اين وظيفه امثال من باشد تا با توجه به تجربيات خود در اينجا به آنها اشاره کنيم. روزي يکي از دوستان از من پرسيد که آيا فلان دانشگاه در کانادا خوب است يا نه؛ مسلما در کانادا هم دانشگاه ضعيف وجود دارد ولي از بس در ايران عادت کرده ايم به اينکه مثلا هرچيزي که در تهران است بهتر است از جمله دانشگاه، پس اگر دانشگاهي در کانادا در شهر بزرگي وجود ندارد بايد دانشگاه ضعيفي باشد. يا اينکه اگر همه مي گويند دانشگاهي خوب است پس قطعا خوب است ولي دانشگاه ديگري که در ايران زياد شهرت ندارد حتما خوب نيست. من خودم از دانشگاه UCL در لندن انگلستان که در رنکينگ جهاني حدود بيست و چهارمين دانشگاه دنياست پذيرش داشتم؛ ولي در ايران به هرکسي که مي گفتم اول فکر مي کرد که منظورم دانشگاه UCLA در آمريکاست و يعد که متوجه مي شد در انگلستان است طوري واکنش نشان مي داد که انگار دانشگاه خوبي نيست. علت هم اين بود که اين دانشگاه در ايران شناخته شده نيست برعکس دانشگاه Imperial College که خيلي ها آن را مي شناسند. اميدوارم روزي سطح علمي دانشگاههاي ما جزو 500 دانشگاه اول دنيا باشد؛ پس ار آن اميدوارم که روزي ديدگاه مدرک گرايي از ذهن ما ايرانيها پاک شود و ياد بگيريم که مهم تحقيقات و توليد دانش است به هر قيمتي نه اينکه به خاطر حرف دهان مردم رشته و دانشگاهي را انتخاب کنيم که فقط به به و چه چه از مردم بشنويم ولي در آخر نتيجه اي نگيريم.
يکي از ويژگيهاي کانادا اينست که با وجود اينکه دومين کشور پهناور دنياست ولي جمعيت بسيار کمي دارد و نيز بسياري از شهرهاي آن کوچک هستند و شايد حتي بتوان شهري را پيدا کرد که حدود ده هزار نفر جمعيت دارد. ولي با اين وجود در تمامي شهرهاي کانادا همه نوع امکانات براي زندگي به نسبت وسعت و جمعيت شهر وجود دارد. همچنين متوسط سطح علمي دانشگاههاي کانادا تقريبا يکسان است چون اينجا يک دانشگاه بايد خوب کار کند تا بتواند منابع مالي مورد نياز خود را از دولت استاني يا فدرال و نيز سازمانها و ارگانهاي مختلف تامين کند. اينجا مثل ايران نيست که بودجه اي بدون برنامه به دانشگاه داده شود و نتيجه اي هم از آن عايد نشود و دوباره سال آينده همان مقدار بودجه داده شود. اگر دانشگاه وسترن انتاريو در شهر لندن را با دانشگاه واترلو که در شهر خيلي کوچکتر واترلو قرار دارد مقايسه کنيم، دانشگاه واترلو کوچکتر است و دانشگاه وسترن انتاريو بر اساس رنکينگ دو سال پيش مجله مک لين پس از دانشگاههاي تورنتو و مک گيل از نظر مقاطع تحصيلات تکميلي و پزشکي در کليه رشته ها سومين دانشگاه کانادا و حتي زيباترين دانشگاه کانادا پس از بریتیش کلمبیا مي باشد ولي بطور کلي رشته هاي مهندسي در واترلو قويتر هستند؛ باز هم مي گويم اين بدين معني نيست که مهندسي در وسترن انتاريو ضعيف است. من خودم در گروهي کار مي کنم که استاد آن آقاي دکتر برروتي رئيس کل دانشکده هاي مهندسي وسترن است. به چشم خود بارها و بارها ديده ام که افرادي در حد وزير و يا معاون وزير از کانادا و کشورهاي مختلف به دانشگاه وسترن آمده اند و از مراکز تحقيقاتي ما ديدن کرده اند. حتي چند هفته پيش آقاي ال گور معاون بيل کلينتون به لندن آمده بود و با استاد من ملاقات کرد. شايد در يک دانشگاه تمرکز روي پروژه هاي مهندسي بيشتر است و منابع مالي بيشتري را در اين زمينه مي گيرند وبهمين خاطر گفته مي شود که قوي تر است ولي اين قوي بودن اصلا به اين معني نيست که فارغ التحصيل آن دانشگاه سواد بيشتري و فارغ التحصيل دانشگاه ديگر سواد کمتري دارد. به قول پيتر دوست کانادايي ام، سرتاسر کانادا را که نگاه کني تفاوت عمده اي بين دانشگاههاي کانادا وجود ندارد ولي در آمريکا موضوع فرق مي کند. انشاالله در آينده بايد بيشتر در اين مورد بنويسم.
و اما چند خطي را مي خواهم درباره خودم و خاطراتم در اينجا بنويسم. در اجراي برنامه راديو نواي ايران در صبح روز گذشته اتفاق جالبي برايم افتاد. پيش از شروع برنامه ام که بخش تاريخ بود، اسد که کارگردان راديو ما مي باشد بهنگام اعلام برنامه نمي دانم جو او را گرفته بود يا به من ارادت پيدا کرده بود که ناگهان اعلام کرد که دوست دانشمندم!!! محمد اينجاست که بخش تاريخ را اجرا کند. قبل از اينکه من شروع کنم با خنده به او گفتم چي شد که ناگهان کلمه دانشمند را بکار بردي! او هم گفت که هندوانه گذاشتم زير بغلت و کلاست را بردم بالا، حالا بد که نشده برات! پس از شروع اجراي برنامه همينطور که به جلو مي رفتم و از روي لپ تاپ مطالب را مي خواندم ناگهان مانيتور لپ تاپم خاموش شد و رشته کار از دستم در رفت. ابتدا خواستم خونسردي خودم را حفظ کنم و با زدن يکي از کليدهاي صفحه کليد مشکل را حل کنم ولي چند ثانيه اي طول کشيد تا مانيتور روشن شود؛ ولي ديگر فايده اي نداشت چون حسابي خرابکاري شده بود و نگران شدم که نکند کار از اين هم بد تر شود. اين بود که موضوع را پس از مکثي کوتاه اعلام کردم و اسد ميکروفون من را قطع و آهنگ کوتاهي را پخش کرد تا اينکه مشکل حل شود. من هميشه مطالب را پرينت مي گرفتم ولي اين دفعه از روي شايد تنبلي اين کار را نکرده بودم. پس از اينکه کارم تمام شد به اسد گفتم تو منو چشم زدي، حالا نمي شد کلمه دانشمند را بکار نمي بردي!؟ دست کم اين سوتي که داديم زياد جلوه نمي کرد. اگر تمایل داشته باشید می توانید این برنامه را از طریق وب سایت رادیو و یا از طریق لینک زیر گوش دهید:

http://chrwradio.com/podcasts/94-9CHRWSat0600.mp3

 

حالا باور کردید که من همیشه از روی پرینت می خوندم؟