با سلام. همانند تابستان سال گذشته که آقای دکتر ورث (Wirth) از آلمان برای ارائه یک در س تابستانی به دپارتمان ما آمده بود و مطالب متنوع و مفیدی را در مورد طراجی راکتورهای بستر سیال در صنعت ارائه داد، امسال نیز آقای دکتر تیری گوتیر از انستیتو نفت فرانسه (IFP) به دانشکده ما آمده است و هم اکنون نیز در حال گذراندن در س ایشان هستیم که اختصاص به طراحی راکتورهای Hydrotreating و FCC دارد. تیری از فارغ التحصیلان دپارتمان خود ما است و الان که بعد از 20 سال برای تدریس به وسترن برگشته است خاطرات خودش را مرور می کند. از آنجایی که من می دانم ایشان در IFP مدیر پروژه فرایند FCC که اصلی ترین فرایند تولید بنزین در پالایشگاههای دنیا می باشد است سعی کرده ام تا آنجا که می توانم از اطلاعات او استفاده کنم اگرچه همواره مشکل محرمانه بودن اطلاعات وجود دارد. تیری نیز مانند فرد و بنجامین بسیار گرم و صمیمی بنظر می رسد و من خودم از صحبت با او احساس خوبی پیدا می کنم.
صحبت از بنجامین به میان آمد، باید بگویم که دیشب برای بنجامین در خانه برترون (که یک فرانسوی دیگر است و پست داک زبان فرانسه است) جشن خداحافظی گرفتیم چراکه او فردا برای همیشه ما را ترک می کند و به فرانسه برخواهد گشت. بنجامین از جمله کسانی بود که خیلی با دیگران به راحتی ارتباط برقرار می کرد و بسیار با ادب و با شعور بود.
فرد هم از جمعه گذشته برای مرخصی دو هفته ای به فرانسه رفته است و بنابراین مدتی جو آفیس ما از آن حالت شوخ و سرگرمی که داشت دور خواهد بود. من به فرد گفته ام که برایم عطر فرانسوی بیاورد؛ حالا ببینیم او این کار را خواهد کرد یا نه. البته امیدوارم که به قول خودش از آن عطرهای دستفروش خیابانی که حتی از ادرار انسانی در ساخت آنها استفاده می شود نیاورد.
چهارشنبه هفته پیش فرد به من گفت که تیری را برای شام به یک رستوران دعوت کرده است و سپس به من گفت که بهتر است من هم او را دعوت کنم چون او در لندن تنهاست و شاید حوصله اش سر برود. من هم دیدم که چرا که نه چون هم با تیری بعنوان یک استاد و دوست بیشتر آشنا می شوم و هم اینکه بهر حال با توجه به موقعیتی که او دارد می تواند در آینده برای من مفید باشد. همچنین من از قبل می دانستم که او قرار است ماه نوامبر برای دیدار با مقامات شرکت نفت ایران NIOC به ایران سفر کند.
اما هفته گذشته همزمان شده بود با اخبار روز جهان یعنی شلیک امتحانی چند موشک دور برد توسط ایران که عکس العملهای خاصی را در اینجا باعث شده بود. من برای تغییر دید دوستان خارجی اطرافم یک فایل powerpoint را فرستادم که مربوط به تاریخ، هنر و فرهنگ ایران و مردم ایران بود و خوشبختانه بچه ها خیلی از آن خوششان آمده بود. تیری هم بعد از دیدن آن اسلایدها به من گفت که انگیزه اش برای دیدن ایران بیشتر شده است اما امیدوار است که تا آن موقع اتفاقی نیفتد.
جمعه گذشته از تیری دعوت کردم تا امشب شام را با او در رستوران تهران باشیم. از بچه های گروهمان هم دعوت کرده بودم اما جز سارا و خواهرش و نیز معصومه بیشتر آنها نیامدند. جای شما خالی که امشب شام دوستانه ای را با تیری، سارا و خواهرش هتر، معصومه، نادیا، آزاده و عنایت صرف کردیم و در کنار آن صحبتهای مختلفی مطرح شد. من کمی از ایران و مردم ایران و شرایط کنونی و گذشته آن برای تیری تعریف کردم. همچنین خیلی سعی کردم تا بیشتر در مورد شغلش و مسائل صنعتی بپرسم. بخصوص سعی کردم در رابطه با ارتباط شرکتهای فرانسوی با ایران مانند توتال که اخیرا کنار کشیده است صحبت کنم. تیری گفت که فکر می کند این وضعیت موقت است و دوباره برخواهند گشت اما شرکتهای ایرانی بهتر است که روی پای خودشان بایستند و زیاد به شرکتهای خارجی وابسته نباشند. سپس صحبت در مورد کشورهای دیگر مانند چین مطرح شد که تیری گفت اصلا به چینی ها اعتمادی ندارد و هر وقت به چین می رود تگران است که اطلاعات محرمانه لو برود و چینی ها بلافاصله آت را کپی کنند و بصورت یک لیسانس به نام خودشان معرفی کنند.
امشب سارا وقتی می خواست برود به من گفت که تو احتمالا برای سازمان توریست و گردشگری ایران کار می کنی چوت همیشه سعی می کنی تا ایران را به دیگران معرفی کنی. خواهر سارا که معلم است برایش جالب بود وقتی می دید من حساس هستم که چای باید به اندازه کافی داغ باشد. برایش توضیح دادم که چای باید لب پر، لب سوز و لب دوز باشد و بخار از بالای آن دیده شود.
